میبد نوین

صفحه اصلی   |   یزد / میبد   |   تماس با ما   |   درباره ما   |   آرشیو   |   جستجو   |   پیوند ها   |   RSS
زبان صنایع دستی و طرحهای آن، همه آرامش است و دلنشین؛
كد خبر: 2258 تاريخ انتشار: ۱۳۸۸ سه شنبه ۲۴ آذر تعداد بازديد: 188

صنايع دستي به مجموعه‌اي از هنرها و صنايعی اطلاق مي‌شود که عمدتاً با استفاده از مواد اوليه بومي و انجام قسمتي از مراحل اساسي توليد، به کمک دست و ابزار دستي موجب تهيه و ساخت محصولاتي مي‌شود که در هر واحد آن، ذوق هنري و خلاقيت فکري صنعتگر سازنده به نحوي تجلي يافته است. صنايع دستي بيانگر صنعت و هنر  نياکان و نمايشگر ذوق و هنر مردم هر کشور است.

در روزگاران گذشته صنايع دستي به عنوان پديده اي تمام عيار در هر عهد حضور فعال داشته و در ايامي که ماشين بوجود نيامده بود و حتي در دوراني که حضور آن به گستردگي امروز نبود اين صنایع دستی  بود که حامي تمامي استعدادها و آفرينش هاي سازندگي بشر بود؛

به همين دليل است که امروز با نگاه به صنايع دستي هر قوم و قبيله اي مي توان دريافت آن قوم در چه مرحله اي از صنعتگري بوده است.

همانطور که می دانید پیامد توجه به صنايع دستي در دو بعد فرهنگي و اقتصادي گنجانده می شود، در بعد فرهنگي آن، صنايع دستي می تواند تاريخ، آداب و رسوم، سنت و فرهنگ ما را ميراث داری کند و از نظر اقتصادي چون نياز به سرمايه گذاري سنگين و فن آوري پيچيده نداشته، دارای اثرات مخرب زيست محيطي نبوده و سهولت و فراگیری آن از کمترین هزینه سرانه آموزش و ایجاد فرصت شغلی در میان  بحث های مختلف صنعتی برخوردار است، می تواند در جهت حل مسئله بیکاری و ایجاد اشتغال مولد همراه با افزایش تولید داخلی و توسعه صادرات غیر نفتی استفاده گردد. (صادرات صنایع دستی هزار درصد ارزش افزوده دارد)

سفالگری و کاشیگری (بدل چینی) در میبد از جمله صنایعی بوده است که از گذشته های بسیار دور تا زمان حال، همواره در بعد فرهنگی، میراث دار، پیام رسان و نمایشگر فرهنگ، تمدن، توانمندیهای حرفه ای و علمی میبدیان بوده و در بُعد اقتصادی نیز ضمن ایجاد اشتغال و کمک به توسعه اقتصادی شهر، تامین کننده بخش قابل توجه ای از محصولات مورد نیاز زندگی و حِرَف مختلفی چون نانوایی، آب رسانی و قنات، ساختمان سازی و ... بوده است و دامنه بهره رسانی آن تا دورترین شهرهای استان و حتی استانهای همجوار گستردگی داشته است.

با این مقدمه کوتاه می خواهم اتفاقی را برایتان بازگو کنم که مطمئناً برای شما همشهریان علاقمند به میراث فرهنگی و صنایع دستی، دغدغه و سوال برانگیز بوده و مثل من سوالات بی جوابی در اطراف این موضوع (سفالگری و کاشیگری و شاید زیلوبافی) از ذهنتان عبور می کند. 

ایام عید امسال به یُمن حضور مهمانان نوروزی فرصتی پیش آمد تا ما هم در معیت میهمانی عزیز از مجموعه کارگاههای سفالگری میبد بازدیدی داشته باشیم. انبوه جمعیت بازدید کنندگان همراه با پوشش های نو و پر زرق و برق نوروزی، وسایل نقلیه متنوع و متعدد، جُنب و جوش مسافران برای خرید دست ساخته های زیبا و شکیل  استادان سفالگر و ... بسیار غرور انگیز و افتخار آفرین بود.

پوشیده نیست که این غرور و افتخار حاصل تلاش و زحمات اساتید هنرمندی است که با ذوق و شوق دست به هر خاکی می زنند تا از آن طلائی ناب بسازند.

در این بازدید دوست بنده که خود در این هنر صنعت، دستی بر آتش داشت و اهل ذوق بود مرا متوجه اتفاقی کرد و آن اتفاق چیزی نبود جز فروش محصولات صنایع دستی کشور چین و لالجین همدان، آن هم کجا؟ درست در قلب و مرکز تولید صنایع دستی شهرمان. در حضور دوستم چیزی برای گفتن نداشتم جز شرمندگی. شاید کمبودها و مشکلات عدیده ای که در این مجموعه وجود داشت قابل اغماض بود اما این مورد نه!!!

این رخداد غریب مرا بر آن داشت تا با طرح آن و همچنین طرح چند سوال دیگر در پیرامون صنایع سفالگری و کاشیگری، خود، مسوولین، دست اندرکاران، علاقمندان و دلسوزان این هنر صنعت را به این نکته توجه دهم که غفلت همگی ما در آینده ای نه چندان دور منجر به از بین رفتن بخش مهمی از هویت و شناسه شهرمان خواهد شد.

اما سوالات  به قرار زیر است:

* آیا هم اکنون این هنر صنعت وظایف ذکر شده در مقدمه فوق را به خوبی به انجام می رساند؟

* آیا در جهت حفظ این میراث و جاودانه کردن آن در سطح شهر و کشور گامی  برداشته ایم؟

* آیا حرکت و سمت و سوی این  هنر صنعت درجهت ایجاد اشتغال مولد، کاهش بیکاری، جذب توریست و بکارگیری نیروهای هنرمند و خلاق بوده است؟

* آیا مسوولان شهر از این ظرفیت بزرگ در جهت معرفی، توسعه اقتصادی، اجتماعی و  فرهنگی شهر بهره می گیرند؟

* آیا به همان مقدار که به صنایع وارداتی (کاشی کف و دیوار) توجه شده و می شود  به موضوع فرا صنعتی (صنایع دستی) که تمام این صنایع وام دار آن هستند توجه می شود؟

* آیا منابع مکتوبی که بتواند سندی محکم و پرافتخار بر این هنر صنعت باشد گردآوری و ثبت شده است؟

* آیا ایجاد موزه سفال، با تعداد اندک یادگاری پیشینیان، برای حفظ این میراث  گسترده کفایت می کند؟  

* آیا مسوولین شهر می توانند حرکت یا اقدامی هر چند کوچک را در تجلیل، حمایت  و قدردانی از هنرمندان و استادکاران این هنر- صنعت را ذکر کنند؟

* آیا فضای کارگاهی یا به اصطلاح شهرک صنایع دستی میبد پیام آور فرهنگ، تمدن، هنر و صنعت شهرمان است؟ چرا نباید این شهرک با معماری و طراحی زیبا نمادی پرافتخار و یادگاری ارزشمند برای شهرمان باشد؟

* چرا هیچ خیابان و کوچه ای از شهرمان نام اساتید این هنر و صنعت را به خود ندارد بهتر نبود حداقل خیابان های اصلی و فرعی شهرک  صنایع دستی را به نام تلاشگران این عرصه نام گذاری
می کردند؟

* زبان صنایع دستی زبان آرامش است نقشها و طرحهای صنایع دستی همه خطوط آرامش بخش و دلنشینی دارند و انسان امروزی به استفاد از اینها نیاز دارد تا راحت فکر کند و بهتر بیاندیشد و وقتی بهتر بیاندیشد می تواند مشکلات را بهتر حل کند. استفاده از این ابزار یعنی آموزشِ همیشگی آرامش در خانه و کار.

حال که در شهرمان این ابزارهای ارزشمند و آرام بخش به هدیه گذاشته شده است آیا مسوولین شهر در جهت گسترش و رسوخ این ابزار در متن زندگی همشهریان گام برداشته اند؟  

و ده ها سوال دیگر از این دسته که اهمیت این هنر اصیل میبدی را نمایان می سازد.

در پایان امیدوارم مسوولان ذیربط ضمن پاسخ به سوالات فوق و توجه هرچه بیشتر به این موضوع و تلاش برای تدوین یک برنامه بلند مدت و توسعه نگر در جهت حفظ این میراث و ثروت گران سنگ قدم بردارند.

غلامرضا امامی میبدی

 

نظرات بینندگان
نام:
ايميل:
* نظر: